خرید بک لینک
من اینجا امنم

امن ِ امنِ امن

و این امن بودنم من رو خیلی میترسونه

"حس" امنیت نسبت به جایی که میدونی که قابل اطمینان نیست

ترسناکه مگه نه؟

و ترسناکترش اینه که نمیتونی دست از این حس امنیتت برداری

چون انقدر غرق شدی توش که دیگه توان بیرون اومدن نداری

آهای

امنیت من

میشه تا آخر همینطور امن بمونی؟

میشه

من به امن بودنم ادامه بدم؟


برچسب: نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 4:40

بزرگترین آرزوی همین الانم میدونی چیه؟ + دوست دارم یکی بیاد بهم بگه که چقدر نویسنده ی خوبی هستم و چه آینده ی درخشانی در انتظارمه و این سبک نوشتنم میتونه روی قلب و ذهن ما آدما تاثیر بذاره +خب ممکنه من همچین نویسنده ی خوبی هم نباشم و نوشته ه

برچسب: رویاهام, نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 4:40

درد آنجا عمیق است که به حاشا برسد" من آدم حاشا کردنم آدم کور و کر و لال بودن یه وقتایی باید " دورو" بود باید وانمود کرد دروغ گفتن یه وقتایی به درد میخوره همه ی چیزای بد الزاما بد نیستن یه وقتایی بد نیست که آدم بدی باشیم میدونی کلمه "خوب"

برچسب: نویسنده: ایلیا امیری تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 4:40

صفحه بندی